عبدالعظیم همایونی، از فعالان کارگری، در گفتوگو با ایلنا، به فشارهای فزاینده هزینههای زندگی بر قشر کارگر و کاهش قدرت خرید آنها، همچنین پیامدهای افزایش قیمت سوخت اشاره کرد. او بیان داشت که امروزه بسیاری از کارگران نه برای بهبود کیفیت زندگی، بلکه صرفاً برای تأمین حداقلهای لازم برای بقا تلاش میکنند.
این فعال کارگری توضیح داد که دغدغه اصلی کارگران، دستیابی به رفاه و ثروت نیست، بلکه فراهم آوردن یک زندگی حداقلی و آبرومندانه است. وی افزود: «واقعیت زندگی کارگران ساده و تلخ است؛ دستمزدی که دریافت میشود، کفاف هزینههای روزمره را نمیدهد و هر روز بخش بزرگتری از درآمد خانواده صرف تأمین نیازهای اولیه میشود.»
به گفته همایونی، افزایش بیوقفه قیمت کالاها و خدمات در حالی رخ میدهد که درآمد کارگران متناسب با این افزایش هزینهها رشد نکرده است. در نتیجه، هزینههای مسکن، غذا، درمان، آموزش، حملونقل و سایر ضروریات، سهم بیشتری از درآمد خانوادههای کارگری را به خود اختصاص داده و قدرت خرید آنها را بیش از پیش کاهش داده است.
این فعال کارگری با اشاره به تجربه گرانی کالاهای اساسی پس از حذف ارز ترجیحی، اظهار داشت: «بیشترین فشار ناشی از این سیاست بر دوش خانوادههای کمدرآمد و کارگری بوده است. گزارشهای اقتصادی و آمار نیز تأیید میکنند که پیامدهای حذف دیجیزا ارز ترجیحی همچنان در بازار کالاهای اساسی و سبد معیشت خانوارها مشهود است و افزایش قیمت مواد غذایی نقش مهمی در تشدید فشار تورمی بر مردم داشته است.»
همایونی تأکید کرد: «در چنین شرایطی، هر تصمیم اقتصادی جدیدی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم هزینههای زندگی را افزایش دهد، باید با در نظر گرفتن ویژه وضعیت مزدبگیران و اقشار کمدرآمد اتخاذ شود؛ زیرا کارگران توانایی جبران افزایش هزینهها از طریق افزایش درآمد را ندارند و در بسیاری از موارد، دستمزد آنها پیش از پایان ماه صرف هزینههای ضروری زندگی میشود.»
وی با ابراز نگرانی از افزایش قیمت بنزین و تأثیر آن بر هزینههای زندگی گفت: «مسئله فقط به قیمت پرداختی در جایگاههای سوخت محدود نمیشود. افزایش قیمت بنزین میتواند از طریق افزایش هزینههای حملونقل، کرایهها و جابهجایی کالا، و همچنین از طریق گرانی سایر کالاها و خدمات، به بخشهای مختلف زندگی خانوادهها سرایت کند؛ این موضوع برای کارگران اهمیت دوچندانی دارد، به طوری که حتی میتوان گفت پس از افزایش قیمت بنزین، کل حقوق یک روز کارگر ممکن است صرفاً برای هزینه رفتوآمد شود!»
این فعال کارگری خاطرنشان کرد: «در صورت افزایش چشمگیر قیمت سوخت، فشار تنها به مصرفکننده مستقیم بنزین محدود نخواهد ماند؛ چرا که بخش قابل توجهی از کالاها و خدمات به حملونقل وابسته هستند و افزایش هزینه جابهجایی میتواند به بالا رفتن قیمت تمامشده کالاها منجر شود.»
همایونی در ادامه، با اشاره به وضعیت اقتصادی کنونی، شکاف بین درآمد و هزینه را مشکل اصلی کارگران دانست و گفت: «این شکاف با افزایش مداوم قیمتها، هر روز عمیقتر میشود. کارگران به سختی میتوانند نان شب خانواده خود را تأمین کنند. امروزه افزایش هزینههای ضروری زندگی، بخش قابل توجهی از دستمزد را پیش از آنکه صرف نیازهای رفاهی یا پسانداز شود، مصرف میکند. در چنین وضعیتی، کارگر نه تنها امکان پسانداز و تأمین آینده را از دست میدهد، بلکه حتی تأمین برخی نیازهای جاری خانواده نیز به معضلی دشوار تبدیل میشود.»
وی توضیح داد: «در سالهای اخیر، افزایش قیمت کالاهای اساسی و کاهش قدرت خرید باعث شده است سهم خوراک، مسکن و سایر هزینههای ضروری در سبد خانوار افزایش یابد.»
او تأکید کرد که سیاستگذاری اقتصادی باید پیامدهای مستقیم تصمیمات بر زندگی مزدبگیران را در نظر بگیرد و نمیتوان انتظار داشت خانواده کارگری، بدون افزایش متناسب دستمزد، بار افزایش قیمت کالاها، خدمات، مسکن، حملونقل و سایر هزینهها را تحمل کند.
به گفته این فعال کارگری، مشکل امروز کارگران صرفاً افزایش یک یا چند قلم از هزینههای زندگی نیست؛ بلکه انباشت افزایش قیمتها در طول زمان است که قدرت خرید دستمزد را به شدت کاهش داده است. وقتی قیمت غذا، مسکن، درمان و حملونقل همگی افزایش مییابند، دستمزد ثابت، عملاً هر ماه ارزش کمتری برای خانواده خواهد داشت.
همایونی گفت: «متأسفانه کارگران در طول این سالها به جایی رسیدهاند که خواستهی آنها صرفاً توانایی تأمین حداقلهایی است که یک خانواده برای زندگی شرافتمندانه به آن نیاز دارد. در واقع، مسئله ما این نیست که میخواهیم ثروتمند شویم؛ مسئله ما این است که باید بتوانیم زنده بمانیم.»
همایونی در پایان خطاب به تصمیمگیرندگان گفت: «از مسئولان و مقامات رده بالای حاکمیت میخواهیم در تصمیمگیریهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، شرایط واقعی زندگی کارگران را در نظر بگیرند و اجازه ندهند درآمد ریالی مزدبگیران در برابر موج افزایش هزینهها بیش از این تضعیف شود.»